یکم -انتخابات-کاندیدای ایده آل

22 02 2009

کم کم گویا بحث انتخابات داره داغ می شه و ما هم بلاخره باید در این زمینه نظرات مهم خودمون رو اعلام کنیم به همین علت نکاتی که به ذهنم میرسه رو دونه دونه در این پست و پستهای آینده خواهم گفت.ت

اصولا بحث بر سر محافظه کاری خاتمی و مثلا شجاعت نوری یا امثال هم در راه دفاع از حقوق مردم و دموکراسی بی جاست. هنوز این حرفها برای مردم ما زود است و این شعار ها برای عامه مردم قابل درک نیست ما نیاز به کسی داریم که از هدر رفتن منابع و فرصت ها جلوگیری کند. کسی که اشتغال و تامین اجتماعی ایجاد کند. در مرحله بعد از این حرفها، وقتی این نیاز های اولیه مردم تامین شد، آزادی و دموکراسی و حقوق بشر اهمیت پیدا میکند. یعنی اگر امروز دولتی بر سر کار بیاید که اوضاع اقتصادی را رو به راه کند میتوان امیدوار بود که 8 یا 12 یا حد اکثر 16 سال دیگه کاندیدایی که شعار اولش آزادی و حقوق بشر باشد رای بیاورد و بحث و جدل بین کاندیدا ها ماهیت و ساختار آزادی ها و حقوق جدید ملت باشد. امروزه آزادی برای مردم ما به معنی سهل گیری در حجاب، موسیقی و ماهواره است. کسی به فکر آزادی مطبوعات ،آزادی احزاب ،آزادی بیان برای قرائت های مختلف دینی یا  دیدگاه های غیر یا ضد دینی یا حتی حقوق ادیان دیگر نظیر بهایی ها ، مندایی ها، یزیدی ها و دراویش و …، حقوق همجنس گرایان و غیره نیست. از  همین روست که محمود احمدی نژاد هم در زمان انتخابات گفته بود که من شکل مو لباس و آهنگ و این حرفها کاری ندارم. یادمه محسن رضایی هم گفته بود «من نسبت به آقای خاتمی به جوانان آزادی بیشتری می دهم» به این ترتیب اولویت با یک کاندیدای اصلاح طلب اقتصادمحور و نیمه محافظه کاره.

حالا چرا نیمه محافظه کار؟ برای اینکه یک کاندیدای تند رو صرفا هزینه ایجاد میکنه و تمام انرژی جناح مقابل و صاحب قدرت صرف بی اثر کردن کارهای اون میشه

و اما کاندیدای ایده آل

با توصیف فوق کسی مثل کرباسچی می تونست یک کاندیدای ایده آل باشه که خوب امکانش نیست. چهره هایی درجه دو مثل دکتر خرازی، دکتر نجفی ،دکتر نوبخت ،بیژن  نامدار زنگنه و نظایر اینان می تونستند گزینه های مناسبی باشند که خوب گویا فعلا توجهی به آنها نمی شود و خودشان هم به این فکر ها نیستند. با این ترتیب ازبین اسامی مطرح به نظر من کاندیدای ایده آل میتونه میر حسین موسوی باشه که نه تنها حمایت جناح اصلاح طلب رو با خودش داره بلکه قسمتهایی از جناح راست هم با  او همراهی میکنند و این یعنی قدرت بیشتر و کار آیی بهتر. در یک حالت ایده آل تکثر فعلی کاندیداها در اصلاح طلبان منجر به تکثر مشابهی در اصولگرایان میشه و با کناره گیری نهایی خاتمی و کروبی به نفع میرحسین موسوی (یا مثلا دکتر عارف یا کسی دیگر نظیر کسانی که قبلا اسم بردم) میشه یک قدرت درست و حسابی در مقابل جناح راست ایجاد کرد. به شرطی که میر حسین بیاید و کروبی هم توانایی درک این قضایا را داشته باشد.بدین ترتیب با یک حاکمیت اقتصاد محور و تکنوکرات می شه امید به بهبود وضعیت اقتصادی، آرامش و تعادل سیاسی داشت. و نهایتا این منجر به افزایش خواسته های مردم به سمت ایجاد یک حکومت سکولار و آزاد خواهد شد. در غیر این صورت همانطور که قبلا گفته ام تنها سه راه برای دستیابی به حکوت ایده آل خواهیم داشت. ظهور امام زمان، حمله آمریکا و یا حمله موجودات فضایی.ت

و این تحلیلی که من اینجا ارایه کردم رو به خوبی جناح احمدی نژاد می فهمه و به همین علت شعار اقتصادی میده و در عین حال وضع اقتصادی رو بدتر میکنه و مازاد های درآمد نفتی رو در لبنان وفلسطین و آمریکای جنوبی آتیش می زنه چون اگر وضع اقتصادی به واقع خوب بشه مردم تقاضا های بیشتری خواهند داشت پس بهتره با همون روش قدیمی مردم رو گرسنه و ساکت نگاه داشت.ت


کارها

اطلاعات

یک پاسخ

17 03 2009
دوم- تحلیلی بر بازی میر حسین و سید محمد « با تو می گویم

[...] گزینه مطلوب ممکن اصلاح طلبان اصولگرا هستند که این امر همانطور که در گذشته گفتم اتفاق خوشایندی است چون دولت لیبرال تنها منجر به درگیری [...]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.