بعد از میرزا بنویس بزرگوار که این حقیر را به بازی ده تایی ها دعوت کرد و ما هم مبنی بر اینکه اصولا زندگی ما به خودی خود ارزشی ندارد چه برسد به اینکه ده تا چیز ارزشمند در آن پیدا کنیم ، در این بازی شرکت نکردیم، این بار بارباپاپا عزیز ما را به این بازی دعوت کرده که اگر خدا بودید چه می کردید. آخر استاد ارجمند ما درست است که ستون دین هستیم (عماد الدین) ولی ستون تا صاحبخانه خیلی فرق دارد
از دیگر سو شما بارباپاپایی و به طرفه العینی شکل عوض میکنی به شکل خدا در میایید از ما این کارها بعید است ما یک چیزی تو مایه های شلمان هستیم که شانس بیاریم تا آخر این پست زمان خوابیدن ما فرا نرسد.ز
حالا فرض کنیم که من جای خدا بودم ، سوال اینجاست که کدوم خدا؟ هرکسی و هر دینی واسه خودش یه خدایی درست کرده که هر کدوم توانایی ها و خصوصیات متفاوتی دارند و حالا ما کدومشیم نمی دونم.
ولی در هر صورت اگر من جای خدا با مفهوم عام اون بودم اول از همه (اگر وجود داشتم) کل این سیستم رو به هم میریختم و دنیا رو از نو می ساختم مثلا کاری میکردم که مردم من رو، قوانینم رو و جزای تخطی از قوانین رو ببینن . یعنی همونطور که ما قوانین کشور رو و سزای تخظی از اون رو و عیره رو میبینیم باید بتونیم خدا رو هم ببینیم. و الا کل این سیستم حساب و کتاب دو زار نمی ارزه.
ما شاالله بی عدالتی هم که در جهان کم نیست یک مقداری وقت رو صرف این امور هم آدم بکنه بد نیست. البته به عنوان یک ایرانی هم ( خدای ایرانی چه شود)در زمینه بر اندازی رژیم جمهوری اسلامی از هیچ کاری کوتاهی نمی کردم . حالا کی قراره حکم خدایی ما رو اعلام کنن؟
من هم افراد زیر رو دعوت می کنم نمی دونم چند تاشون به این ندای ما لبیک میگن ولی ما من باب ابشار و تنذیر این کار میکنیم (پاک خدا شدیم ها)ز
چه بازی جالبی!
سلام عماد جان ممنونم که نوشتی
نه اتفاقا خدای خوبی میشی حداقل وضعمون از اینی که هست بهتر میشه
راستی اگه این بازیه پا بگیره خیلی خوب میشه
شاید یکی پیدا بشه که متعصب باشه ولی با خوندنش فکر کنه
به غیر از مورد بالا کلی خدای جورواجور میبینیم
سلام
من که خیلی این بازیا رو دوست دارم.به نظر من شخصیت طرف رو میشه شناخت.
به هر حال اومدم بگم چند روز پیش یه فیلم جالب رو به علت امتحانا نصفه نیمه دیدم ولی توصیه می کنم ببینین( به همه)
اسم فیلمه یادم نیست چون اسم جالبی نداشت.ولی اسپیلبرگ ساخته بودتش.و در باره آینده بود.و یه عروسک (روبوت ) که به شکل یه بچه ی واقعیه و عاشق مامانش می شه (صاحبش) و به دلایلی از هم جدا میشن و این عروسک که چو روبوت بوده و ساکن نبوده بعد از 2000 سال بر میگرده به خونش و با استفاده از موی مادرش اونو دوباره شبیه سازی میکنه.
من اگه رییس جمهور بشم دهن ملت سرویسه چه برسه خدایی ! فکر می کنم می نویسم!
سلام عماد عزیزم
از لطف بیش از حد و انتظاری که نسبت به من داری و داشتی خیلی خیلی ممنونم.
راستش من خودم رو از طنز نویسان بد نمی دونم! لابد یعنی خوب می دونم دیگه! این هم به وساطه لطف و اقبال نوشته هام بین آدم هایی مثل توست،ولی اینکه چرا توبه کردم …دروغ چرا از ترس!به هر حال فکر می کنم من شبیه ترین شخصیت به اسمم رو بین همه وبلاگ نویسای دنیا دارم!ترس به خاطر سکونت در مرز پر گهر و رحمت و رافت اسلامی حضرات که با کسی شوخی ندارند،شما الحمدلله و المنه از دسترس خارجی ولی من گردنم زیر تیغ و دشنه است و کم کم داشتم از خط و خطوط بیش از حد خارج می شدم بنابراین جلوی خودم رو گرفتم و البته خیلی ناراحتم که مجبورم به جایی برسم که برای خودم بنویسم و خودم بخندم!
به هر حال بیشتر از اون که فکر کنی می خوام به دعوت حضرت ربوبی جناب عالی لبیک بگم ولی … معذور دار ما را!
ممنون بابت دعوتت.از اونجا که فعلا وبلاگ من گیر داده به تفاوتها و ول کن هم نیست بعید میدونم بتونم دعوتت رو لبیک بگم . ولی از مطلب تو خیلی خوشم اومد. همین که ایده های آدمهایی که قراره آفریده اون خدا باشند از ایده های خودش جالبترند نشون میده این وسط یه ریگی به کفش یکی هست!
عماد عزیز و محترم
لطف بسیار داری به من. متاسفانه دیر خبر دار شدم از دعوتت. شرمنده شما. اما یک چیزکی در همین مورد (تقریبا اما) نوشته ام:
http://ourperspective.wordpress.com/2008/07/03/bazi/
قابل شما را ندارد البته. باز هم سپاسگزارم از مهر و محبت تان.
در ضمن در مورد آمار که در وبلاگ من کامنت گذاشته بودی باید بگویم آن آمار بدست آوردنش کار حضرت فیل است. شاید هیچ وقت هیچ کس نتواند بفهمد که چندتا عراقی به دست آمریکائی و یا چندتا عراقی به دست عراقی کشته شدند.
باز هم ممنون که قابل دانستید من را.
با تشکر
محمد (ققنوس)
پ.ن: یک خواهش از شما بکنم ناراحت نمی شوید؟ آن لفظ «استاد ارجمند» را می شود در این پست از سر اسم این حقیر بردارید؟ به خداوندی خدا من احساس استادی ای نمی کنم. من یکی هستم مثل همه وبلاگ نویسان دیگر و مفتخرم که دوستانی فرهیخته و باسواد چون شما دارم. من هم یکی هستم از حلقه چندین هزار نفری وبلاگ نویسان ایرانی. شرایط و ضوابط «استاد»ی را ندارم. باز هم سپاسگزارم.
عماد عزیز سلام
دستت درد نکند. لطف کردی. قربان تو. در ضمن من به دوستی با شما افتخار می کنم.
پاینده باشی دوست من.
قربان تو
محمد